YALDA /耶尔达节

今晚是一年中最长的一夜(冬至)。在伊朗这个夜叫“耶尔达节” (YALDA)。从几千年前到现在,这个夜晚对伊朗人很重要。他们在这个特别的夜晚有很多传统习俗。比如说他们从几天前就开始买今天吃的特别的小吃,然后今晚大家吃完晚饭以后去他们爷爷奶奶家一起聊天,吃东西一直到第二天早上

。爷爷还会给他们讲古代的故事

以前没有电视的时候,这个夜晚爷爷奶奶的故事比较重要,不过现在电视也有很多特别的节目

!在耶尔达节人们还会特地为自己占星

。总的来说,在伊朗这个夜晚家人都在一起玩儿,聊天

yalda 在伊朗很好玩儿

今晚特别的吃的东西是西瓜,石榴,坚果等等。每年这个时候卖的也很贵,因为人们都要买

!我很喜欢耶尔达节,可惜今年我也不在伊朗 

”伊玛目侯赛因 ,穆斯林的英雄“

"امام حسين،قهرمان مسلمانان

 每年的这个时候在伊朗都会有十天的特别礼拜节目。在一千多年前,我们的使者穆圣他有一个 非常喜爱的外孙子叫“侯赛因”,侯赛因和他的爱人以及孩子们还有他72个最好的朋友就在一千多年前的这个时候被国王杀害了

                          

那个时候穆圣已经死了几十年了而当时的国王是一个非常无情的人。人们都不喜欢他因为他每天只花天酒地,对人们的生活漠不关心。所以侯赛因对人们说他不是一位好人,这个无情的人不应该是穆斯林的国王,你们不要听他的

那个城市的人都很高兴所以请他来帮助他们当他们的领导

人们写了很多信寄给侯赛因拜托他快点儿来,他们说自己都会是侯赛因的军队

侯赛因一看到人们的信就对他家人说你们准备好,我们应该马上出发

国王知道以后杀害了很多人并且恐吓人们,所以在那个城市没有人敢帮助侯赛因

当侯赛因和他的家人以及朋友们到了那个城市附近的时候,国王的军队封锁了他们,三天不让他们喝附近河里的水

            伊玛目侯赛因

最后在一场力量悬殊的战争中,侯赛因和他72个忠实的朋友被杀害了,国王在孩子们面前切下他们的头,俘虏了他们的太太和孩子们

那些背叛了侯赛因的人冷漠的旁观

侯赛因为了正义和平等献身了。他是一名穆斯林英雄,所以尽管他已经死了一千几百年,但是每年在他的纪念日伊朗和别的国家的穆斯林会为他们哭泣,做很多特别的事

拿伊朗人来说,他们每年这个时候所有的人都穿黑色的衣服每天晚上去清真寺为他们哀嚎。一些人还会请大家免费吃饭喝饮料

      伊玛目侯赛因

”!他们要对世界人说“侯赛因不会被遗忘

!侯赛因,我们要跟随你的脚步

"فست فود" چيني !

غذاهاي چيني (7)

中式快餐

گرچه فست فودهايي چون مك دونالد، كي اف سي و هات پيتزا در همه شهرهاي چين از كوچك و بزرگ شعبه هاي فراوان دارند و فقط كافيست سرت را بچرخاني تا يكي از آن ها يا همه در مقابل چشمانت خودنمايي كنند و البته هميشه مملو از مشتري هستند اما غذاهاي خياباني يا همان فست فودهاي سنتي چيني هم در اين كشور مشتري زيادي دارند و همان طور كه قبلا نوشته بودم فروشنده تمام سعي خود را مي كند تا در كمال آرامش و بهداشت غذايي سالم و سريع براي مشتري تهيه كند.

اصولا چيني ها به اين نوع غذاها (كبابي) علاقه زيادي دارند، به اين صورت كه از شير مرغ تا جان آدميزاد را به سيخ مي كشند و كافيست مشتري انتخاب كند تا كباب شوند.

غذاهاي خياباني يا فست فود چيني

و يا با تهيه خميرهاي گوناگون و اضافه كردن يك تخم مرغ و پيازچه در آن نان هاي روغني مختلف و يا كلوچه هاي خانگي مي پزند.

نان هاي روغني و انواع كلوچه خانگي

غذاهاي خياباني و حاضري در چين مشتري زيادي دارند

اين غذاها كه معمولا توسط دكه ها يا دستفروش ها تهيه و به فروش مي رسند در صورتي كه بهداشتي باشند غذاي سلامتي به نظر ميرسند چرا كه سبزي و گوشت كباب شده اند البته قطعا بعضي از آن ها با ذائقه خارجي ها سازگار نيست و به درد همان چيني ها به خصوص دانشجوها مي خورد تا غذايي ارزان و سريع بخورند.

"تاريخچه ي ايجاد ديوار بزرگ چين"

长城的历史

هفتصد سال پيش ار ميلاد مسيح هنگامي كه هنوز چين واحدي نبود و اين سرزمين به صورت پادشاهي هاي كوچك  اداره مي شد، پادشاه يكي از اين كشور ها به نام كشور چو  (楚国 Chǔ​guó ) تصميم گرفت براي محافظت از سرزمين خود مقابل كشورهاي مهاجم همسايه ديواري به دور قلمرو تحت امر خود بسازد.

ديوار چين

اين امر باعث شد تا ۲۰ كشور ديگر نيز به تقليد از آن ها ساخت ديوار مستحكمي به دور قلمرو خود را آغاز كنند.

تا اينكه (秦始皇 Qín​ Shǐ​huáng ) اولين امپراتور چين (259-210 BC) كه با اتحاد كشور ها چين واحد را اعلام كرد،به يكي از بالاترين نيروهاي نظامي خود دستور داد تا ديوارها را به هم متصل كند تا با ايجاد ديوار بزرگ و مستحكم به دور چين جديد علاوه بر حفاظت از محدوده جغرافيايي خود محلي براي ديدباني و ذخيره غلات داشته باشند.

به اين صورت در اين زمان ديوار جديد از شهر گان سو در نزديكي شهر لنجو امروزي

( 甘肃 岷县  Gān​sù Mín​xiàn) آغاز و تا  (内蒙古包头  Nèi​měng​gǔ Bāo​tóu) مغولستان داخلي  به طول ۶۰۰۰ كيلومتر ادامه داشت.

در دوره پادشاهي  سلسله مينگ (۱۳۶۸ -۱۶۴۴ ميلادي)بر چين چيني ها  ديگر بار ديوار را گسترش دادند تا جايي كه طول آن به ۵۰ هزار كيلومتر

 ( از  山海关 Shān​hǎi​guān تا 甘肃嘉峪关  Gān​sùJiā​yù​guān ) رسيد، يعني همان ديوار چين امروزي، كه گرچه معناي پيشين خود را ندارد اما يكی از شاهكارهای معماری بشر به شمار مي رود.

ديوار چين

درباره ساخت ديوار چين افسانه هاي بسياري در تاريخ اين كشور وجود دارد كه مشهورترين و زيباترين آنها ( 孟姜女哭长城 خانم منگ جيانگ بر ديوار بزرگ گرييد ) نام دارد.

در افسانه ها آمده است دو همسايه  به نام هاي منگ و جيانگ ديوار به ديوار زندگي مي كردند. آقاي منگ در خانه خود بوته كدويي كاشت كه آنچنان رشد كرد تا از ديوار گذشت و در خانه جيانگ بار داد.

محصول كدوي او چنان بزرگ بود كه روزي طي مراسمي همسايه ها جمع شدند تا اين كدو را در خانه جيانگ بچينند. كدوي بزرگ را كه باز مي كنند دخترك زيبايي از درون آن بيرون مي آيد!

ميان دو خانواده بر سر نگهداري از دختر اختلاف مي افتد. منگ مي گويد ريشه كدو در خانه من است پس مال من به شمار مي آيد اما جيانگ طور ديگري فكر مي كند.

نهايتا با وساطت همسايه ها دخترك  زيبا روي هفته اي خانه منگ و هفته اي خانه جيانگ زندگي مي كند تا اينكه به سن جواني مي رسد و تصميم مي گيرد ازدواج كند.

در چين باستان رسم بوده كه عروس و داماد در روز ازدواج آئين باي تانگ (拜堂 bài​táng ) يعني زانو زدن مقابل سه چيز را به جاي آورند. يكي به احترام زمين و آسمان، يكي به احترام پدر و مادر و ديگري در مقابل هم زانو بزنند و از آن پس زندگي مشترك خود را آغاز كنند.(هنوز در برخي نقاط اين آئين سنتي اجرا مي شود اما به جاي زمين و آسمان به حضار احترام مي كنند).

در روز ازدواج خانم منگ جيانگ (نام دو خانواده بر روي دختر نهاده شد) عروس و داماد هنوز زانو نزده بودند كه داماد به اردوگاه كار اجباري بر روي ديوار چين برده مي شود و يك سال تمام خبري از او نمي رسد...

دختر جوان در غم فراق همسر مي سوزد تا اينكه كوله بار بر ميدارد و به اردوگاه به دنبال همسر خود مي رود.

خبري از پسر جوان نيست. كارگران خبر از مرگ همسرش مي دهند اما جسدي در كار نيست.

دختر در فراق همسر مفقودش چنان مي گريد كه با اشك هاي او ديوار فرو مي ريزد تا اينكه ۴۰۰ كيلومتر از ديوار نابود مي شود!

افسانه خانم منگ جيانگ درباره ديوار چين

خبر به پادشاه كه مي رسد دستور مي دهد دختر زيبا و جوان را به حرم سراي او ببرند تا همسر جديد پادشاه باشد. اما منگ جيانگ سه شرط  براي پادشاه گذاشت.

يكي اينكه جسد شوهرش را پيدا كنند. مراسم با شكوهي براي همسرش بگيرند و ديگر اينكه شاه اجازه دهد زن لباس سفيد عزاي شوهرش را بپوشد.

پادشاه پذيرفت.

مراسم كه به پايان رسيد زن جوان خودش را به دريا انداخت و غرق شد....