"سوغات چین"

از یکی از دوستان چینی پرسیدم : اگر بخواهم برای مادرم هدیه مخصوص چین را ببرم چه پیشنهاد میکنی؟

گفت: سوغات خاص چین بسیار است. در شمال و جنوب هم تفاوت می کند. مثلا در استان سیچوان (از استان های مرکزی چین) گلدوزی های زیبا با ابریشم شهرت زیادی دارد ....

 

سوغات شمال را پرسیدم.  اولین چیزی که به ذهنش رسید کلم سفید بود!

گفت سوغات مردم شمال 白菜 (کلم سفید- Bai cai) است. نمونه این کلم سنگی نمادین را بارها در مغازه ها دیده بودم اما هیچ گاه نمی دانستم در پس آن معانی جالبی نهفته است!

bai cai

Bai cai یا کلم سفید از سیزیجات چینی است که در طبخ غذاهای چینی هم استفاده می شود.

از آن جایی که تلفظ بخش دوم این کلمه به معنای کلم(سبزی) با بخش دوم کلمه 发财 ( به معنای پول زیاد داشتن- Fa cai) یکی است، لذا در سنت مردمان شمال چین اگر این کلم دست ساز را که از سنگ گرانبهایی که آن هم مخصوص چین است درست می شود به کسی هدیه بدهی، علاوه بر ارزش مادی به این معناست که من آرزو میکنم ثروتمند شوی!

bai cai

باز پیشنهاد داد که تبر چوبی هم خوب است ! از آن جایی که تلفظ کلمه 斧子  (طبر- FUZI) با تلفظ کلمه 福  (خوشبختی و سعادت - FU)یکی است، لذا هدیه دادن آن به معنای اهدای خوشبختی و آرزوی سعادت برای فرد مقابل است!

تبر کوچک چوبی!

البته اهدای تبر معانی دیگری هم داشت اما چون پیچیدگی معانی و ارتباط کلمات با هم کمی گیج کننده بود تا همین جا رضایت دادم!

" کتاب و کتاب خوانی در چین"

خیلی وقت بود می خواستم درباره فرهنگ کتاب خوانی چینی ها بنویسم که چقدر این مردم کتاب خوانند و چقدر زمینه و امکانات دارند برای کتاب خوان شدن!

به کتاب فروشی ها اگر سری بزنی مملو از جمعیت پیر و جوانی است که اگر نمی خرند همان جا گوشه ای نشسته اند و ساعت ها کتاب مورد علاقه خود را بدون اینکه خریده باشند مطالعه می کنند. عده ای ایستاده اند و عده ای هم در کنجی غرق در عالم کتاب گذر زمان را فراموش می کنند. 

کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن

کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن

با دیدن این صحنه ها  یاد شهر کتابی افتادم که معمولا در تهران به آنجا سر می زدم. فضا کوچک بود و مدام فکر می کردم مانع کسبم! اما اینجا کتاب فروشی ها بزرگ و چندین طبقه اند و فرد می تواند هر زمان که بخواهد از کتاب ها استفاده کند. در همه شهر ها هم هست نه فقط پایتخت.

کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن از آن کتاب فروشی هایی است که هر کس وارد شود خروجش با خداست!

کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن

فروشگاهی چندین طبقه مختص کتاب که هر طبقه به موضوع خاصی اختصاص یافته است. بخشی هم برای کتاب های خارجی است.

خیابان وانگ فوجینگ اگر به فروشگاه ها و مغازه های جذابش معروف است ، کتاب فروشی آن هم کم از بقیه ندارد.

کتاب ها با کیفیت چاپ عالی و جذاب چنان با ترتیب و سلیقه خاصی چیده شده اند که من گر چه قادر به خواندن زبان چینی نبودم اما در آن فضای دلنشین کتاب ها را ورق می زدم و لذت می بردم!

یکی از جذاب ترین بخش ها بخش کودکان است. همه نوع کتاب با چاپ عالی به همراه بازی های فکری و غیر فکری در دسترس بچه ها است و اگر پدر و مادر همه کتاب ها را نمی خرند اینجا فضایی است که کودک به راحتی به آن ها دسترسی دارد و می تواند مدت ها وقت خود را میان انبوه کتاب های مختلف صرف کند.

کتاب فروشی خیابان وانگ فوجینگ در پکن

هوا رو به تاریکی می رفت. فکر کردم چقدر زمان زود گذشت! وقتی در تهران دانشجو بودم خیلی با دوستان بحث می کردیم که چطور باید وقتمان را درست صرف کنیم و چطور کتاب خوان خوبی باشیم. اینجا فهمیدم کتاب خوان شدم کار سختی نیست اما شاید بتوان گفت در ایران کمی سخت تر است!

چینی ها به کتاب خوانی معروفند. اگر به کتابخانه دانشگاه هم سری بزنی همه سرشان در کتاب است و از دربان گرفته تا مسئولین هم در حال مطالعه اند.

به تازگی نیز روش تازه ای برای مطالعه رواج پیدا کرده است. مطالعه الکترونیکی! 

اگر با وسایل نقلیه عمومی در شهر تردد کنی جوانان زیادی را می بینی که در شلوغی جمعیت در حالی که حتی جای برای تکان خوردن نیست از کیف یا جیب خود یک دستگاه الکترونیکی کتاب خوان در می آورند و شروع به مطالعه کتاب می کنند!

می گویند آکادمی علوم اجتماعی چین پیش‌بینی کرده در 5 سال آینده، بیش از 30 درصد از دارندگان تلفن همراه در چین کتاب‌های الکترونیکی و روزنامه‌های دیجیتالی را با استفاده از این وسیله کوچک اما کارآمد، مطالعه کنند.

یاد کتابخانه دانشگاه مان در تهران که می افتم خنده ام می گیرد! هر بار برای مطالعه می رفتیم مسئول کتابخانه داشت فریاد می زد:  "ساکت"!

"نمایشگاه نقاشی"

امروز در یکی از پر رفت و آمدترین سالن های دانشگاه تعدادی از جدیدترین آثار دانشجویان رشته هنر به نمایش گذاشته شده بود.

نمایشگاه نقاشی در دانشگاه

نمایشگاه نقاشی در دانشگاه

وقتی به نقاشی ها نگاه میکردم که با ظرافت و دقت خاصی کشیده شده بودند یاد کارتون ها ژاپنی دوران کودکی مان افتادم که از تلویزیون پخش می شد!

چهره ها کاملا مطابق با فرهنگ مردم چین و ژاپن بود. طرح هایی که در ذهن یک هنر مند ایرانی کمتر شکل می گیرند!

تفاوت فرهنگ ها چقدر در ذهنیات انسان و آنچه از آن می تراود اثرگذار است!

در زیر تصویر یکی مینیاتور ایرانی و یک نقاشی چینی را میبینید:

هنر چینی "ستاره صبح" استاد فرشچیان

هرکدام از هنرمندان قطعا در خلق اثر خود از عوامل مختلفی متاثر بوده است.

جشنواره غبار روبی و روشنایی مقابر!

وقتی با یک سه چرخه کرایه ای (در ایران نظیرش را ندیده بودم اما در کشورهایی چون هند و چین زیاد استفاده می شود)مسیر مرکز شهر تا دانشگاه را طی می کردم  بته های آتش کنار خیابان توجهم را به خود جلب کرد.

اول به نظر نمی آمد عجیب باشد اما وقتی دیدم به فاصله هر چند متر عده ای چیز های مشابهی را آتش می زنند و با توجه به اینکه فردایش هم دانشگاه تعطیل بود حدس زدم حتما این هم از آداب و رسوم و اعیاد چینی هاست .

از راننده که پرسیدیم گفت :پول می فرستند و ...! فکر کردیم حتما اشتباه متوجه می شویم اما امروز فهمیدم اوضاع از چه قراری بوده است !

(清明节)"چینگ مینگ جیه" از اعیاد باستانی مردم مشرق زمین است که همه ساله در اوایل آوریل در چین و اوایل سپتامبر در ژاپن برگزار می شود.

در این روز که به عید مردگان نیز معروف است مردم چین برای مردگانشان هدایایی می فرستند!

清明节

به این صورت که با روشن کردن آتش در سر چهار راه ها (معتقدند اگر سر چهار راه باشد به دست مرده می رسد!) و یا بر مزار فرد مرده ( خاکستر دفن شده) و سوزاندن کاغذ هایی که نماد پول هستند آن پول را برای فرد مرده می فرستند تا در آسایش باشد! در واقع گویی آن آتش در سر چهار راه حکم پست را برایشان بازی می کند!

برخی دیگر نیز با حضور بر سر مزاردرگذشتگانشان  و غبار روبی و اهدای گل ، رسم احترام به مردگان در این روز را ادا کمی کنند.

清明节

این بود که فکر کردم آن راننده نیز پر بیراه نگفته بود!

دوست چینی ام می گفت دولت اما چندان از سنت روشن کردن آتش راضی نیست چرا که معتقد است هوا را آلوده می کند لذا سعی دارد با تشویق مردم به سمت غبار روبی و اهدای گل به مزار این سنت کهن را کمی اصلاح کند.

"زیبایی"

با دوستان کره ای بحث زیبایی بود گفتم: در کشور ما خانم ها بینی شان را عمل می کنند تا کوچک تر و زیباتر شود.

جراحی پلاستیک بینی !

کره ای ها خندیدند و گفتند: در کشور ما هر چه بینی بزرگ تر باشد زیباتر است. خانم ها بینی شان را عمل می کنند تا با تزریق ماده ای بزرگتر و زیباتر شود!

"معبدی بر بلندای تپه"

گرچه امسال سیزده به در نداشتیم اما چهاردهمان را خوب به در کردیم!

 همراه جمعی از دوستان خارجی به یکی از نقاط دیدنی اطراف شهر رفتیم. گرچه دور بود و از شهر خارج شدیم اما حمل و نقل عمومی آسان و ارزان چین مسیر را برایمان بسیار هموار کرد.

به دهکده ای رسیدیم که بر بلندای تپه های اطراف آن معبد با صفایی بود برای عبادت مردم و بازدید توریست ها. بعد از بالارفتن از تپه ای که در تابستان حتما زیباتر از این که بود خواهد شد دهکده زیر پایمان بود. دهکده ای که محل تولد یکی از اساتید دانشگاه بوده و امروز هم که ما رفتیم می گفتند تولد یکی از تمثال های بودا است و ما تولد او را تبریگ گفتیم!

دهکده های شمالی چین معماری جالب دارند. اگر از پکن به سمت هاربین(از شهرهای شمال شرقی چین) حرکت کنی در مسیر دهکده های فراوانی می بینی با سطحی هموار و خانه های شبیه هم که عمدتا سقفهای شیروانی آجری رنگ دارند و در کنار زمین های کشاورزی که اغلب مزرعه های ذرت هستند قرار گرفته اند.

این دهکده نیز از بالا همین طور بود.

دهکده ای در چین

شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مردمان چین بسیار دشوار است. به خصوص که علاوه بر مسلمانان  سین کیانگ(استان غربی چین) که فرهنگ خاص خود را دارند ، آداب و رسوم و فرهنگ استان های شمالی چین با استان های جنوبی آن در همه زمینه ها متفاوت است!

 به این صورت که مثلا  هر لاوشی (لاوشی در زبان چینی یعنی استاد) هر وقت نکته ای از فرهنگ چینی ها را می گوید بالافاصله این را نیز می گویدکه جنوبی ها در این باره چه می کنند!

مثلا جنوبی ها دوست دارند قبل از غذاشان کمی سوپ بخورند اما شمالی ها (استان های شمالی کشور پهناور چین) معمولا بعد از غذا سوپ سفارش می دهند.

استان های شمالی چین به علت نزدیکی به سیبری معمولا زمستان های طولانی و بسیار سردی دارند اما استان های جنوبی چین آب و هوای گرم و شرجی دارند این است که جنوبی ها بیشتر به کار و کشاورزی معروفند تا شمالی ها. بعضی یکی از علل پیشرفت شهرهایی چون شانگهای و گوانجو را همین نکته می دانند.

بر بلندای تپه وقتی وارد معبد شدیم یکی از خادمان بودایی معبد به گرمی به استقبالمان آمد. به سختی می شد تشخیص داد که زن است یا مرد. سرش را از ته تراشیده بود .لباسی قهوه ای رنگ بودائیان را به تن داشت با کفش های سختی که نشان از خواست او برای ریاضت داشت.

مطابق رسم معابد عکاسی از بودای بزرگ و فضای داخلی معبد ممنوع بود.

دمپايي راهبان بودائي ، اين با كفش آن ها تفاوت دارد

سوالات زیادی از خانم خادم  پرسیدیم. می گفت هر روز ۴ صبح صدای طبل را به صدا در می آوریم و مردم را به نماز می خوانیم.مقابل مجسمه بودای بزرگ روی پایه مخصوص به سجده رفت و نحوه نمازشان را آموخت. تعداد رکعات بسته به فرد متفاوت است.

گفتم اگر نیازمندی از بودا پول بخواهد او قادر است نیاز فرد را بر طرف کند؟ گفت ما تحقیق می کنیم اگر واقعا نیازمند باشد ، شراب خوار نباشد و ... ما به او کمک مالی می کنیم.

یکی گفت اگر کسی بچه بخواهد؟ گفت بودای این نیاز، آن یکی است. ما را به سمت دیگری از معبد برد و بودای دیگری که مجسمه زنی بود نشان داد و گفت: این نیاز را از او می خواهند.

یکی پرسید: شما می توانید ازدواج کنید؟ گفت ما نمی توانیم . بودائیان کره و تایوان و هند و...هم نمی توانند اما بودائین ژاپن فرقه ای هستند که می توانند ازدواج کنند.

درباره غذاشان پرسیدیم. گفت ما چیزی نمی خوریم که حاصل کشته شدن حیوانی باشد.بودائیان معتقدند وقتی کسی می میرد روح او در بدن موجود زنده دیگری چون حیوان به زندگی خود ادامه می دهد (نظریه تناسخ) برای همین گوشت نمی خورند و گیاه خوارند. شراب هم نمی نوشند.

مقابل مجسمه ها بطری های آب بود. می دانستم اهدایی مردم است.گفتم این آب ها را او می نوشد؟ گفت این آب ها تبرک شده و مردم آن را می خرند . برای سلامتی خوب است.بعد با مهربانی رفت و گوجه فرنگی های درشت اهدایی برای هر کداممان هدیه آورد.

خانم خادم معبد

باد تندی می وزید و بوی عود را به همه جا می پراکند. صدای زوزه باد در معبد می پیچید.

 به گرمی خداحافظی کردیم و از معبد خارج شدیم.

"غذاهای چینی4 "

یکی از معروفرین رستوران های سیپینگ "بوفه" است که مردم آن را به اسم رستوران سینما می شناسند(چون در ساختمان سینما واقع شده است) و به این صورت است که بعد از پرداخت ورودی به مدت ۳ ساعت هر آنچه بخواهی می توانی بخوری.

نمونه این نوع رستوران ها را در بسیاری از کشورها از جمله ایران نیز می توان دید.

 این رستوران بزرگ و مجلل چینی که در آن انواع غذاهای شرقی و بعضا غربی سرو می شود، در واقع نمونه کوچکی است که در آن می توان همه نوع غذایی را امتحان کرد!

در یک بخش غذاهایی که با برنج یا ماکارونی طبخ شده اند، در یک بخش انواع پیتزا و فست فود برای علاقه مندان،غرفه دیگری از رستوران غذاهای ژاپنی از جمله انواع "سوشی" در دست رس است و به همین ترتیب انواع سوپ های چینی و دسر جات و میوه و بستنی و نوشیدنی و....

رفتن به این رستوران گرچه گران است اما گاهی لازم است تا در غیاب غذاهای دلچسب ایرانی دلی از عزا در بیاوریم!

یکی از غذاهای بسیار مشهور شرقی "سوشی" ژاپنی است .به این صورت که برنج دانه ریز پخته شده را داخل یک لایه سبزی دریایی می پیچند و با تكه‌های خام غذاهای دریایی یا گیاهی تزیین و به صورت سرد سرو می کنند. همانطور که در تصویر می بینید:

سوشی

سوشی

اما این غذا همینطور سرو نمی شود! بلکه آن را قبل از سرو داخل سس بسیار تندی به نام "وسابی" می زنند بعد می خورند! که البته این کار فقط از عهده خود ژاپنی ها و بعضا چینی ها بر می آید!

گرچه دوست ژاپنی ما معتقد بود سوشی اصل این نیست اما با علاقه بسیار می خورد و به ما تعارف می کرد. او می گفت سوشی تکه های بسیار نازک  و خام ماهی است که با وسابی خورده می شود.

سوشی ژاپنی

در هر حال غذاهای دریایی در میان مردمان شرق بسیار طرفدار دارند. نمی دانم به خاطر نزدیکی شان به اقیانوس است یا خواص این غذاها.

این هم تصویری از چند غذای دریایی پر طرفدار در چین و ژاپن:

غذاهای دریایی

خرچنگ،میگو،صدف و ماهی!

البته غیر از این ها بسیاری محصولات دریایی دیگر نیز به عنوان غذا و یا در تهیه آن مصرف می شوند. انواع سبزی های دریایی جلبک ها و سایر جانوران چون هشت پا ، عروس دریایی و ... .

"غذاهای چینی۱" را اینجا بخوانید(+)

"غذاهای چینی ۲" را اینجا بخوانید:(+)

"غذاهای چینی۳" را اینجا بخوانید:(+)

"نوروز"

 نوروز ۸۹ سفره هفت سین ما در غربت گرچه کوچک بود اما تاثیر بزرگی داشت!

هفت سین کوچک ما در دانشگاه !

 قرار دادن سبزه عید که از ۱۵ روز پیش تدارکش را دیده بودم و چند تخم مرغ رنگی  و سایر لوازم سفره در یکی از پررفت و آمدترین سالن های دانشگاه که در روز چند صد دانشجوی خارجی از آنجا رفت و آمد می کنند و تبریک "نوروز "به پنج زبان "فارسی،چینی،روسی،انگلیسی و کره ای"، نه تنها موجب شد تا همه با نوروز باستانی ایرانیان آشنا شوند بلکه دوستان تاجیک ،قزاق، آذربایجانی و ازبک ما را نیز بسیار خوشحال کرد. 

تبریک نوروز به 5 زبان فارسی،چینی،روسی،انگلیسی،کره ای!

 توضیح  مختصری از آداب و رسوم ایرانی در ایام عید را نیز به زبان چینی در کنار این سفره کوچک قرار داده بودیم.

این حرکت ما هرچند اقدامی مختصر بود ، اما تاثیر خود را گذاشت و جالب اینکه علاوه بر دوستانمان، خیلی از کسانی که نمیشناختیم نیز عید را به ما تبریک گفتند!


"نوروز ۹۰ " در چين را اينجا ببينيد:(+)