"عيد فرني برنج" در چين

"腊八节"

دوازدهمين ماه از سال چيني (بر اساس تقويم كشاورزي ) در اين كشور به ماه " لا" (la yue – 腊月)  معروف است. ماهي كه در چين باستان زمان قرباني كردن دختران جوان و يا حيوانات اهلي براي خدايان مختلف بوده است، و از 1600 سال پيش به عنوان "عيد" در اين كشور مراسمات مختلفي را در بر مي گيرد.

در تاريخ چين اصطلاحي است كه قديمي ها مي گويند :  "腊七腊八     冻掉下巴  "    (عيد لا آمد ، چانه ام يخ زد!) كه كنايه اي است به سرماي شديد هوا در اين ايام زمستان در چين .

در واقع عيد از روز هشتم ماه آغاز مي شود. روزي كه در آن يك نوع فرني هندي خاص به نام "فرني هشت لوبيا" مي پزند كه مواد اصلي آن ازآب گوشت، برنج ، لوبيا قرمز،ماش،بادام زميني ، عناب.... است.

در مورد تاريخچه خوردن اين فرني داستان ها و افسانه هاي زيادي نوشته شده است. معروف ترين آن ها مربوط است به شاهزاده هندي كه راه رياضت در پيش گرفت و بنيانگذار بوديسم شد.

مي گويند او در هشتمين روز از ماه دوازدهم بودا شد . روزی از شدت ریاضت از حال می رود و در عالم رویا بانوی زیبارویی را می بیند که به او فرنی برنج می دهد و این فرنی زندگی دوباره ای به او می بخشد. از آن پس او هر سال در اين روز فرني برنج می خورد.

 لذا هر سال در اين روز بودائيان اين غذا را به ياد او مي پزند.

腊八粥

روايت ديگري نقل مي كند در چين باستان پادشاهي مي زيسته كه 3 پسرش مي ميرند و به روح هاي سرگرداني تبديل مي شوند كه براي دفع آن ها كه از لوبيا قرمز مي ترسيده اند بايد فرني هشت لوبيا خورد:

赤豆打鬼!

لوبيا قرمز بخور ، روح را دفع كن !

عده اي معتقدند: گذشته ها هنگام ساخت ديوار چين كارگران زيادي از گرسنگي مرده اند. روزي جمعي از كارگران با جمع آوري چند لوبيا غذايي مي پزند تا زندگي خود را نجات دهند اما مدتي بعد باز از گرسنگي مرده اند. حالا بايد به ياد آن ها در اين روز اين فرني را خورد.

و يا داستان گدايي كه از لانه يك موش چند لوبيا يافت و فرني پخت تا بخورد اما روزگاري همين فرد پادشاه شد و آن روز را عيد ناميد....

و ده ها روايت ديگر از اين دست. در واقع در جامعه امروز چين هر كسي بر اساس عقيده خود اين فرني را مي خورد!

腊八粥

از اين روز به بعد(روز هشتم ماه دوازدهم) مردم خود را براي استقبال از بهار آماده مي كنند ، دوبيتي هاي عمودي نوشته شده ي تبريك سال نو(dui lian – 对联 ) را كه با رسيدن عيد به درب خانه ها مي چسبانند مي نويسند وخانه تكاني ها آغاز مي شود .

در چين باستان مردم به خدايان مختلفي معتقد بودند كه يكي از آن ها خداي آشپزخانه بوده است. تصويري از خدا يا بتي كه بالاي تنور قرار مي گرفته  و بنا براين مردم معتقد بودند او از خوراك سالانه آن ها با خبر است و با آغاز سال نو به آسمان رفته و گزارش خوراك سالانه آن ها را به خدا ي آسمان مي دهد. لذا با فرا رسيدن روز 23 از ماه دوازدهم كه به "سال كوچك"  (كنايه از اينكه هفته ديگر سال نو آغاز مي شود) معروف است، مردم دهان خداي اسمان را با شكر شيرين مي كرده اند تا از آن ها راضي باشد و خبرهاي خوبي براي خداي آسمان ببرد!

از رسوم قومی تا سنت‌های اسلامی در ازدواج چينی‌ها

 ”中国回族的婚俗“

این روز‌ها خبر ازدواج‌های پر زرق و برق چینی بر خروجی برخی سایت‌های خبری خودنمایی می‌کند، اینکه طبقه متوسط چین آنقدر پولدار شده‌اند که جشن‌های آنچنانی می‌گیرند واز قصه عشقشان کلیپ‌های دیدنی ساخته، روز عروسی برای حاضرین نمایش می‌دهند و فیلم هم کمی زرق و برق هالیوودی به جشن اضافه می‌کند.

گرچه این نوع عروسی‌ها در شهرهایی چون شانگهای و گوانجو و شاید دیگر شهرهای بزرگ چین برگزار می‌شود اما باید گفت مردم چین همچنان به سنت‌های خود پایبندند و هنوز در بسیاری زمینه‌ها سنتی فکر می‌کنند. البته درجای جای کشور پهناور چین که ۵۶ گروه قومی بزرگ و کوچک زندگی می‌کنند قطعا سنت‌ها متفاوت است و امر ازدواج نیز از این قاعده مبرا نیست.

مراسم ازدواج در چین معمولا صبح زود برگزار می‌شود. چینی‌ها معتقدند زوج جوان باید زندگی خود را با طلوع خورشید آغاز کنند.

از گذشته‌ها رسم بر این بوده که عروس و داماد در روز ازدواج لباس قرمز می‌پوشیده‌اند و روی عروس با توری سرخ پوشیده بوده تا اینکه پس از مراسم داماد تور را از مقابل صورت او کنار بزند. این رسم (پوشیدن لباس قرمز) حتی امروز و در عروسی‌های مدرن که اغلب در آن عروس لباس سفید به تن می‌کند رواج دارد. بر این اساس عروس‌های مدرن هم پس از عروسی لباسشان را عوض کرده و با لباس قرمز به خانه بخت می‌روند. هر عروس چینی حتما با لباس قرمز رنگ عروسی هم عکس‌هایی دارد.

中国婚礼

از جمله مهم‌ترین و رایج‌ترین سنت‌های ازدواج در چین دادن «زیر دری» به خانواده عروس است! به این صورت که داماد در روز عروسی همراه ساقدوشان خود به منزل پدری عروس می‌رود اما با در بسته مواجه می‌شود. او برای دیدن عروس باید از زیر در مبلغی را به داخل بفرستد! در صورتی که خانواده عروس راضی شدند در باز می‌شود و داماد و همراهانش وارد می‌شوند. عروس و داماد خوراک مخصوصی را که خانواده تدارک دیده میل می‌کنند و پس از گرفتن چند عکس، داماد اجازه می‌یابد تا عروس را با خود ببرد.

این سنت‌ها بعضاً با تغییر قومیت‌های مختلف چینی متفاوت می‌شوند. به طور مثال در ملیت «بولانگ» (یکی از ۵۶ قوم چین)، همراهان عروس در روز عروسی داماد را می‌ربایند و در زمان طلوع آفتاب وی را به منزل عروس تحویل می‌دهند! در قوم «دای» اما رسم بر آن است که در مناسبت‌های خاص، دختران «سوپ مرغ» می‌پزند و چنانچه سوپ مورد پسند پسری واقع شود دختر سر خود را پائین می‌اندازد و اگر پسر هدیه‌ای را هم تقدیم دختر کند در آن صورت هر دو پس از آنکه سوپ را با هم میل کردند، قرار ازدواج می‌گذارند.

در این میان آئین و رسوم مسلمانان چینی برای ازدواج نیز جالب توجه است. مسلمانان چین از جمله قومیت‌هایی هستند که سنت‌‌هایشان با فرهنگ ترکی - اسلامی آمیخته شده است.

در میان اقوام مسلمان چینی اگر جوانی تصمیم به ازدواج بگیرد و دختری را بپسندد، خانواده او در جلسه اول فردی را به عنوان واسطه ازدواج جهت خواستگاری به همراه خود به منزل دختر می‌برد.

穆斯林的婚礼

در اولین دیدار، چون هنوز موافقت طرفین اعلام نشده، خواستگاران با چای پذیرائی نمی‌شوند. چنانچه جواب مثبت باشد، خانواده داماد بار دیگر برای اهدای هدیه نامزدی و به صرف میوه و چای به خواستگاری می‌رود و هدایای متعددی را از جمله جعبه‌های تزئین شده حاوی میوه‌های قرمز رنگ و خشکبار، انواع شیرینی جات و شکلات، پول، لوازم آرایش به همراه یک جلد قرآن مجید برای ابراز احترام به خانوادۀ عروس تقدیم می‌کند.

پیش از انجام مراسم عروسی، خانواده دختر، جهیزیه عروس را به خانه داماد می‌فرستد و تا روز عروسی هیچ فردی اجازه ندارد پیش از عروس و داماد به آنجا وارد شود.

شب قبل از عروسی نیز بزرگان و ریش سفیدان فامیل به خانه داماد آمده و به او درس زندگی، شجاعت، فداکاری و مسئولیت پذیری بر اساس آموزه‌های اسلامی می‌دهند. مراسمی که به کلاس درس «سیاست زندگی» معروف شده است!

جالب آنکه نشانه‌های اسلامی از جمله حجاب، تلاوت قرآن کریم یا حتی بالابردن دست‌ها به نشانه دعا از جمله ژست‌های پرطرفدار برای عکس‌های عروسی بین جوانان مسلمان در چین است.

穆斯林的婚礼

به هر حال سنت‌های ازدواج در سرزمین پهناور چین از گذشته تا به امروز تغییرات بسیاری داشته و به مرور ساده‌تر شده است. برخی از تشریفات باستانی حذف شده و مراسم به صورت امروزی‌تری در آمده اما در عروسی‌های امروزی نیز همچنان ردپای سنت‌ها بر جاست.


لينك مطلب در سايت خبري - تحليلي فردا: (+)

?伊朗菜是这么样呢

"غذاهاي ايراني چگونه اند؟"

伊朗菜和中国菜完全不一样。味道跟烹调方法是不同的。做伊朗菜比较难,时间也太长了,不过伊朗菜是挺好吃的.

伊朗特色菜

米饭,牛排,西红柿 ......

伊朗主妇每天早上起床以后,先考虑考虑要做什么菜。每个菜大概要做2-3个小时。不过不需要一直在厨房里,她可以去做别的事情.

伊朗人吃的是米饭跟菜。先往锅里倒点油,油热了以后把葱花和肉放进去,炒几分钟,然后把别的材料加入进去。每个菜的材料是不一样的。此时我们的菜应该慢慢炖.

.以后还可以加别的东西

最后应该做米饭。伊朗的大米又大又香,也很好吃。还可以用藏红花和开心果等等装饰一下.

伊朗特色菜

 .... 米饭,牛排-鸡排,伊朗红茶,酸奶

.吃饭的时候,每个人把米饭放在他自己的盘子里,然后用勺子和叉子吃饭

.伊朗人吃饭之前先说真主的名字,感谢他送他们这么多好吃的东西

.有客人的时候可以做2-3个不一样的菜和米饭

几种伊朗特色菜

伊朗人是穆斯林,所以不吃猪肉。他们吃的大部分是牛肉,羊肉,鸡肉和鱼

.欢迎您到伊朗来品尝好吃又特色的菜

جشن ميلاد مسيح(ع) در سرزمين بودائيان

”圣诞节在中国“

چيني ها و فرصتي بنام كريسمس!

چيني ها مردماني شاد هستند و از هيچ بهانه اي براي شاد بودن دريغ نمي كنند. بر اساس تقويم كشاورزي چين در هر ماه تقريبا دو عيد وجود دارد و مردم با آتش بازي ، مهماني رفتن، تناول خوردني هاي ويژه و به جاي آوردن ساير رسومات سنتي ، آن مناسبت را جشن مي گيرند.

圣诞节在中国

بعضي از عيدها و آداب و رسوم ويژه آن در چين، بر اساس افسانه ها و اسطوره هاي پيشينيان شكل گرفته و زمان آن در تقويم كشاورزي يا سنتي مشخص شده است.

در فرهنگ چيني عزاداري كردن معنايي ندارد و اگر كسي هم بميرد او را تمام شده مي انگارند و پس از اجراي مراسم سوزاندن ميت و سپردن خاكستر به خاكستر خانه شهر يا ريختن آن در رودخانه يا ....كه  معمولا بر اساس وصيت فرد مشخص مي شود ، و اجراي ساير رسوم ، زندگي خيلي زود به حالت عادي باز مي گردد.

يكي از بزرگترين اعياد چيني نيز كه عيد معروف  "قايق اژدها" نام دارد در واقع سالمرگ در گذشت سیاستمداری شاعر و هنرمند به نام "چو یوان" {qu yuan - 屈原} است كه شهرت و محبوبیت او در میان مردمان، عنان صبر از حسودان می رباید و سبب می شود نزد امپراتور از او بدگویی کنند.به دستور امپراتور چو یوان به نقطه ای دور دست تبعید می شود. چو اما برای اثبات حقانیتش به آیندگان، خود را به داخل آب رودخانه می اندازد و خودکشی می کند.

مردم برای پیدا کردن او با قایق ها به داخل آب می روند و احتمالا برای ترساندن ماهی ها و دور کردن آن ها از جسد وی (برای اینکه او را نخورند) از نمادهای اژدها استفاده می کنند. عده ای هم برای ماهی ها zong zi (نوعی غذای چینی مانند دلمه) می ریزند تا به جسد او آسیبی نرسانند!

امروزه "سالمرگ" چو يوان نيز از "اعياد" باستاني چيني ها به حساب مي آيد و تعطيل است !

اين روزها نيز ايام جشن كريسمس و سال نو ميلادي است. مردم چين اكثرا يا بودايي اند و يا دين خاصي ندارند، اما كريسمس با آن همه بهانه براي شادي كردن  فرصت خوبي است تا مردم چين مفصلا آن را جشن بگيرند.

در ايام كريسمس مي توان در جاي جاي چين آثار جشن ميلاد مسيح (ع) را مشاهده كرد. اين در حالي است كه مردم چين اعتقادي به آموزه هاي حضرت عيسي و مسيحيت ندارند.همه جا درخت كريسمس هست، بزرگ و كوچك. جوان ها با لباس بابا نوئل توجه مردم را به خود جلب مي كنند، مردم به هم هديه كريسمس مي دهند و فروشگاه هاي مختلف نيز در اين فرصت با حراج محصولاتشان سود كلاني به جيب مي زنند...!

圣诞节在中国

امسال سال نوي چيني از دوم فوريه آغاز مي شود. چيني ها هم سال نو ميلادي را جشن مي گيرند هم سال نو سنتي خودشان را. شايد اگر بدانند نوروز ايراني چيست و چه آداب و رسومي دارد ، هنگام نوروز همه جا سفره هفت سين پهن كنند و عمو فيروزها در خيابان ها برقصند و شاباش جمع كنند!

از اين چيني ها هيچ چيز بعيد نيست!


لينك مطلب در سايت خبري - تحليلي فردا: (+)

”伊朗是我家乡“

"ايران وطن من است"

伊朗是著名的文明古国之一。几千年来,勤劳、勇敢的伊朗人民创造了辉煌灿烂的文化,特别是在医学、天文学、数学、农业、建筑、哲学、历史、文学、艺术和工艺方面都取得了巨大的成就(摘自百度)

pasargadae- تخت جمشيد در شيراز

伊朗是我家乡。我对伊朗的地理和风土人情很了解。伊朗的国土面积是一百六十四万八千平方公里,伊朗在亚洲的西部,波斯湾的北岸。伊朗的地势西北高南低。西部有高原北部也大部分是高原。

伊朗有两个海,在南部的是波斯湾,在北部的是里海。伊朗有四个季节。北方和西方冬天很冷,夏天还可以,南方夏天很热,冬天还好。北方和南方最好的季节是春天和秋天。

。伊朗地大物博,民族也很多。各个地方的风土人情也有特色

伊朗是一个多民族的穆斯林国家。有波斯、阿塞拜疆、库尔德、阿拉伯及土库曼、俾路支人等少数民族。其中波斯人占66%。官方语言为波斯语,伊斯兰教(什叶派)为国教.伊朗的每个地方都有自己的口音,通过口音可以明白他是哪个城市的人。

伊朗的名胜古迹很多也很漂亮

。伊朗的北方和南方地理环境和人们的风俗习惯相差比较大

伊朗北方人一般皮肤很白,样子也比较漂亮。伊朗南方人一般皮肤的颜色比较深一点,所以他们的样子跟北方人不一样。伊朗人大部分高个子,漂亮!

!伊朗人的性格很温和不过有的时候也会生气

.伊朗人都很热情好客,也很友好

!欢迎您到我家乡来 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

!最近天气很冷啊

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،

سرها در گریبان است .

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را .

نگه جز پیش پا را دید ، نتواند ،

که ره تاریک و لغزان است .

وگر دست محبت سوی کس یاری،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون ،

که سرما سخت سوزان است .

شهر جيلين از شهرهاي سرد و زيباي شمال چين

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک .

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .

نفس کاینست ، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!

هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد !

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای !...

بیا بگشای در ، بگشای، دلتنگم.

حریفا ! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نیست ، مرگی نیست .

صدائی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است .

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت.

سرماي هوا در مناطق شمالي چين به -28 درجه رسيد! اول دي ماه است!

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ، نفسها ابر ،

دلها خسته و غمگین ،

درختان اسکلتهای بلور آجین ،

زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

غبار آلوده ، مهر و ماه ،

زمستان است ...

 

مهدی اخوان ثالث (با تلخيص)