(诺鲁兹节(纳吾肉孜节

نوروز ، عيد باستاني ايرانيان

诺鲁兹节(拉丁语:Nowrūz)是世上最古老的传统节日之一。有三千年的历史。

诺鲁兹节起源于古伊朗, 所以是伊朗人最重要的传统节日,也是伊朗历的新年和春季的开始,因此诺鲁兹节也被称为“波斯新年”或“波斯春节”。

每年三月二十一日在 古代伊朗地理范围内的:阿塞拜疆,阿富汗,塔吉克斯坦,土库曼斯坦,乌兹别克斯坦,吉尔吉斯斯坦,哈萨克斯坦和伊拉克等国家都过诺鲁兹节,除此以外土耳其,中国的西部和叙利亚的库尔德人地区也庆祝。

在2010年2月23日联合国大会认证了伊朗是诺鲁兹节的发源地。

诺鲁兹节有很多风俗传统,其中之一是装饰一个特别的桌子,上面摆放了七个特别的东西。这些东西的名字在波斯语中都用س (sin)开始所以这个桌叫“7Sin”!

这些东西是:苹果,沙棘,醋,大蒜,零钱,萨马努(一种甜品)和自己种的绿草。三十天后人们都会带着一个一个的希望把自己种的绿草打结,然后送到大自然的怀抱里。

一些国家还会在桌上放圣经,红色的金鱼,镜子,蜡烛,彩蛋等等。

桌子上的每件东西都有自己特别的寓意,比如说苹果象征爱情 ,鸡蛋是生育的符号。。。。。。

在伊朗一月一号之前也有特别的传统活动,比如每年最后一个星期三,人们在外边点火然篝火然后可以跨跃它!代表所有的恶运都结束了。

除此以外每个家庭一定要打扫房子,给孩子买新衣服。

新年倒计时大家都穿新衣服,全家人都在爷爷奶奶家里围坐在”7sin”桌子旁等新年开始。

长辈还可以送孩子们压岁钱!

诺鲁兹节的假期是十三天。在这段时间人们要去家人和朋友的家里做客。

而且还可以去拜访关系不太融洽的朋友让大家把不愉快的事情都忘掉。

فارسي عجيب تر است يا چيني!؟

با تلفن حرف مي زدم ديدم دوست چيني سر روي ميز گذاشته و حسابي مي خندد!

 گفت:"چه زبان عجيب غريبي داريد شما!!" بعد هم اصوات بي معنايي را براي اثبات عجيب بودن و به تقليد از من ادا كرد!

چند هزار كاراكتر چيني سخت ترند يا 32 حرف فارسي!؟

گفتم زبان ما عجيب تر است يا چيني شما!؟

گفت: چيني كه اصلا عجيب نيست!! اما فارسي شما واقعا زبان خاصي است،تند تند چه اصوات بي معنايي ادا مي كنيد!!

"وزغ طلايي" نماد ثروت در چين

"وزغ طلايي"  يا "金蟾蜍 - jin chan chu" مجسمه اي برنزي است كه تقريبا در تمام مراكز تجاري و فروشگاه هاي چين در كنار صندوق دخل توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند.

اين مجسمه برنزي كه بر پشت آن ۷ ستاره نقش بسته و سكه اي برنزي به سبك سكه هاي باستاني چين بر دهان دارد از گذشته هاي دور نماد پول و ثروت محسوب مي شده است.

وزغ طلايي نماد ثروت آوري در چين

بر اساس افسانه هاي چين باستان، در گذشته هاي دور وزغ طماعي مي زيسته كه سكه هاي رعيت را مي دزديده و رعيت روز به روز فقيرتر مي شدند. روزي  خداي آسمان فردي را مامور كرد تا با نواختن فلوت چيني او را به سمت خود بكشد و آنگاه دستگير كند. مامور حيوان را دستگير كرد و براي اينكه وزغ پول دوست از كارهاي گذشته دست بكشد يك پاي او را بريد. امروزه  مجسمه وزغ طلايي نيز سه پا دارد.  

بر اساس سنت هاي چيني چشم وزغ نمادين براي كارايي بيشتر در كنار دخل حتما بايد از نگيني سرخ رنگ ساخته شده باشد وزير پاهايش پر  از سكه باشد....!

بر اساس افسانه ديگري، در گذشته هاي دور وزغي ميزيسته است كه مردم ازآزارهاي او در امان نبودند.روزي شاگرد يكي از اساتيد بزرگ چين با وزغ درگير شد وطي نبردي سخت او را شكست داد و يك پايش را بريد.

از آن پس وزغ به شاگردي او در آمد و روز به روز متحول شد و براي جبران گذشته پول ها را جمع مي كرد و به نيازمندان مي بخشيد. از آن پس آن  حيوان كوچك به "وزغي كه ثروت مي آورد" ( zhao cai chan - 招财蟾)معروف شد.

چيني ها روزها با شروع كاسبي روي وزغ را به سمت درب مغازه (به معناي سرازير شدن هر چه بيشتر پول به داخل) مي گردانند و شب  با پايان يافتن كار،روي آن را به سمت  صندوق دخل مغازه مي گذارند (به معناي ورود پول ها به دخل) !

گربه اي كه به اعتقاد چيني ها ثروت مي آورد!

در بعضي مغاره ها نيز مجسمه با مزه سفيد يا طلايي رنگ گربه اي ديده مي شود كه مدام يك دستش بالا و پائين مي رود. آن هم "گربه اي است كه ثروت مي آورد" (zhao cai mao- 招财猫) يعني با اشاره دست مي گويد: پول ها بياييد به اين سمت!

چيني ها واقعا مردمان پول دوستي اند!

"ميوه هاي چيني 4"

"کارامبولا يا میوه ستاره‌ای "

يكي از زيباترين ميوه هاي عجيب شرق آسيا "ميوه ستاره اي" يا  به زبان چيني : Yang  tao 杨桃  و در زبان انگليسي :  carambola  يا star fruit است كه  علاوه بر زيبايي ظاهري و طعم ترش و شيرين، داراي ارزش غذايي بسيار بالا و سرشار از ويتامين C نيز هست . ميوه اي كه در اكثر ميوه فروشي هاي چين به فروش مي رسد.

 كارامبولا يا ميوه ستاره اي

كارامبولا يا ميوه ستاره اي

اما به نظرم خوردنش كمي سخت است، پوست لطيفي ندارد و وقتي هم پوست بكني چيزي از آن نمي ماند!


ميوه هاي چيني ۳ را اينجا بخوانيد: (+)

ميوه هاي چيني ۲ را اينجا بخوانيد: (+)

ميوه هاي چيني ۱ را اينجا بخوانيد: (+)

معبد بودائيان در شانگهاي

صبح  اولين روز از سال نو چيني (سال خرگوش) وقتي براي بازديد يكي از مشهورترين معابد بودائيان جهان در شانگهاي (玉佛禅寺 – yu fu chan si) (م۱۸۸۲ - Jade Buddha Temple ) رفته بوديم با جمعيت انبوهي از بودائياني مواجه شديم كه براي دعا و نيايش به معبد هجوم آورده بودند.

 براي ورود به معبد چنان صف طويلي بود كه گفتيم تا شب هم نوبت به ما نمي رسد !

جمعيت كمي باورنكردني بود. از نفر كناري پرسيدم " هميشه اينجا اينقدر شلوغ است؟" شايد چون خارجي بودم تعجب نكرد و جوابم را داد! گفت امروز روز اول سال است، همه آمده اند براي دعا و نيايش تا سال پيش رو، سالي سرشار از سلامتي و ... باشد. برايم جالب بود كه در اين مراسم مهم  شركت داشته باشم.

در حاشيه صف عريض و طويل ورود به معبد، بازار دلالان بليط داغ بود. جلوي هر كسي را مي گرفتند تا بليط بدون صف بفروشند. چهره ها اما قابل اعتماد نبود! خيلي ها صف را ترجيح مي دادند .

آن جا مردم همه از معتقدان بودائي بودند. شايد براي همين بود كه آن اطراف گدايي هم رونق داشت. دختري سر به زير انداخته با گچ روي زمين نوشته بود: خيلي گرسنه ام...

و آن طرف تر پيرزن و پيرمردي به ظاهر نابينا با دستاني ضمخت و ناخنهاي سياه ، ساز مي زدند تا كاسه پول خردشان پرشود ....

به سختي از ميان جمعيت وارد معبد شديم. جمعيت عود به دست، براي سجده و اداي احترام به مجسمه هاي دست ساز، مشتاقانه به سمت اتاق ها مي رفتند. مراسم آداب خاصي داشت. وسط حياط اول،  آتش بزرگي در آتش دان مخصوص روشن بود. عود ها را با آن آتش روشن  مي كردند . به سختي مي شد حركت كرد. آتش هر از چندي چنان شعله مي گرفت كه ماموران مجبور بودند آن براي دقايقي خاموش كنند. بوي عود و خاكستر همه جا را برداشته بود. هر از چندي صداي ناقوس معبد سه بار پشت سر هم بلند مي شد. هر كس با پرداختن 100 يوان چيني (حدودا 15 هزار تومان) مي توانست زنگ را به صدا در آورد و اميد وار باشد حاجتش را مي گيرد!

جمعيت انبوه بودائيان درمراسم نيايش روز اول سال در معبد جيد در شانگهاي

برخي عود به دست ، با چشمان بسته چنان تمركز كرده  ذكر ميگفتند كه گويي از عالم اطراف بي خبرند.

مجسمه هاي بودا اما جالب تر بودند. هر كدام با هيبت و شكل خاص خود برآورده كننده حاجت خاصي است. مثلا مي گويند اخموترين و ترسناك ترين آن ها كه با شمشير انگار قصد زدن مردم را دارد براي تنبيه انسان هاي بد و محل توبه است!

مقابل هر بودا هركس سه بار به حالت ركوع خم مي شد ، داخل محل مخصوص پولي مي انداخت و مي رفت . برخي هم در جايگاه قرمز رنگ كه با گلدوزي هاي بسيار زيبا منقش بود به سجده مي افتادند! بچه ها خيلي قشنگ رفتار بزرگترها را تقليد مي كردند.

معبد بودائيان

در اتاق هاي اطراف مردم بر اساس حاجتي كه داشتند دستمال و يا كارت مخصوص مي خريدند، و يا اينكه با دادن پول بيشتر، حاجت خود را مي گفتند تا راهبان روي روبان هاي سرخ بنويسند و با نام فرد از ديوار معبد بياويزند. خلاصه در يك كلام در هر قسمتي مردم با دل و جان پول مي ريختند! به خصوص جايگاه فلزي وسط هر حياط كه براي پرتاب سكه بود، اما نمي دانم با چه نيتي سكه ها را به داخل آن پرتاب مي كردند !

بازديد از معبد آن هم در روزي كه مراسم خاص آغاز سال اجرا مي شد گرچه بسيار جالب بود ، اما تامل برانگيز نيز بود. اينكه انسان در هر حال به پرستش موجودي برتر از خود نيازمند است ، موجودي كه در سختي ها و گرفتاري ها به او پناه ببرد

اما اينكه چرا عده اي مقابل موجودي دست ساز كه با يك ضربه نابود مي شود ، احترام مي كنند، به سجده مي روند و اينقدر پول خرج خرافات مي كنند فقط خدا مي داند!


"معبدي بر بلنداي تپه" را اينجا بخوانيد :(+)